در مورد مسأله‏ى محرّم و عاشورا، بايد بگويم كه روح نهضت ما و جهت گيرى كلى و پشتوانه‏ى پيروزى آن، همين توجه به حضرت ابى‏عبداللَّه(عليه‏الصّلاةوالسّلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود. شايد براى بعضيها، اين مسأله قدرى ثقيل به نظر برسد؛ ليكن واقعيت همين است. هيچ فكرى - حتّى در صورتى كه ايمان عميقى هم با آن همراه باشد - نمى‏توانست توده‏هاى عظيم ميليونىِ مردم را آن‏چنان حركت بدهد كه در راه انجام آنچه احساس تكليف مى‏كردند، در انواع فداكارى ذره‏يى ترديد نداشته باشند.

سخنرانى در ديدار با اعضاى جامعه‏ى روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز تهران، علما و ائمه‏ى جماعت و جامعه‏ى وعاظ تهران و اعضاى شوراى هماهنگى سازمان تبليغات اسلامى، در آستانه‏ى ماه محرّم 11/5/1368


امام(ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفكرمآبانه‏ى قبل از پيروزى انقلاب را كه در برهه‏يى از زمان رايج بود، از بين بردند. ايشان، جهتگيرى سياسىِ مترقىِ انقلابى را با جهتگيرى عاطفى در قضيه‏ى عاشورا پيوند و گره زدند و روضه‏خوانى و ذكر مصيبت را احيا كردند و فهماندند كه اين، يك كار زايد و تجملاتى و قديمى و منسوخ در جامعه‏ى ما نيست؛ بلكه لازم است و ياد امام حسين و ذكر مصيبت و بيان فضايل آن بزرگوار - چه به صورت روضه‏خوانى و چه به شكل مراسم عزادارى گوناگون - بايد به شكل رايج و معمول و گريه‏آور و عاطفه‏برانگيز و تكان‏دهنده‏ى دلها، در بين مردم ما باشد و از آنچه كه هست، قويتر هم بشود. ايشان، بارها بر اين مطلب تأكيد مى‏كردند و عملاً هم خودشان وارد مى‏شدند.
ما در آستانه‏ى محرّمِ انقلاب و محرّمِ امام حسين(ع) كه يكى از محصولات آن نهضت، نظام جمهورى اسلامى است، قرار داريم. محرّمِ دوران انقلاب، با محرّمهاى قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما، متفاوت است. اين محرّمها، محرّمهايى است كه در آن، معنا و روح و جهتگيرى، واضح و محسوس است. ما نتايج محرّم را در زندگى خود مى‏بينيم. حكومت و حاكميت و اعلاى كلمه‏ى اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلام در دل مستضعفان عالم، آثار محرّم است.
ما در دوران خود، محرّم را با محصول آن، يكجا داريم. با اين محرّم، بايستى چگونه رفتار كنيم؟ پاسخ اين است كه ما معممان، همه‏ى علماى دين، همه‏ى مبلّغان و همه‏ى ذاكران، بايد مسأله‏ى عاشورا و مصايب حسين‏بن على(عليه‏السّلام) را به صورت يك مسأله‏ى جدى و اصلى و به دور از شعار، مورد توجه قرار بدهيم. واقعاً اگر بخواهيم اين مسأله را جدى بگيريم، راهش چيست؟
حادثه‏ى كربلا بايد آبرومند و پرتپش و پرقدرت باقى بماند
من نمى‏خواهم به آقايان علما و مبلّغان و گويندگان و ذاكران محترم و همه‏ى جمع ما كه اهل منبر و روضه و بيان مصايب و محامد سيّدالشّهداء(عليه‏الصّلاة والسّلام) هستيم، مطلبى را در آن زمينه‏ها مطرح بكنم؛ ولى به طور كلى بايد بگويم كه اين حادثه - به عنوان پشتوانه‏ى نهضت و انقلاب - بايد آبرومند و پرتپش و پرقدرت باقى بماند. اگر برخورد امروز ما با اين حادثه، مثل روضه‏خوانى باشد كه در پنجاه سال قبل برخورد مى‏كرد - يعنى چيزى را در جايى مى‏ديد و مثلاً بر حسب احتمال ذهنى، آن را ترجيح مى‏داد و نقل مى‏كرد و مؤمنين را مى‏گرياند و هم آنها و هم خود او به ثواب مى‏رسيدند - ممكن است به حادثه ضرر بزنيم.
امروز اين حادثه، پشتوانه‏ى يك نهضت است. اگر امروز به ما بگويند ريشه‏ى اين نهضتى كه به وجود آورده‏ايد، كجاست؟ ما مى‏گوييم: ريشه‏اش پيامبر و اميرالمؤمنين و امام حسين(عليهم‏السّلام) است. امام حسين كيست؟ كسى است كه اين حادثه را به وجود آورده و در تاريخ از او نقل شده است. پس اين حادثه، پشتوانه‏ى اين نهضت است. اگر ما ندانسته و بى‏توجه و از روى سهل‏انگارى، حادثه را با چيزهايى كه جزو آن نيست، مشوب كرديم، به آن حادثه و نيز به انقلابى كه ناشى از آن حادثه است، خدمت نكرده‏ايم.
شايد بتوان گفت كه امسال در مجالس و محافل ماه محرّم، آقايان حتّى از سالهاى قبل، وظايف بيشترى دارند. ما امسال، مصيبت امام بزرگوارمان را هم كه هنوز داغ آن تازه است، داريم. نبايد دستگاه تبليغى اسلامى كشور بگذارد كه ياد امام(ره) - حتّى اندكى - كهنه بشود؛ كه البته كهنه هم نخواهد شد. امام، با شخصيت و عظمت خود و با خصوصياتى كه در او بود و بعد از معصومين(ع) در هيچ كس جز او نديده‏ايم و نشنيده‏ايم، پايه‏ى اصلى و ريشه‏ى اين شجره‏ى طيبه است. اين ريشه، بايد هميشه محكم و زنده و تازه بماند. ياد امام را با ابعاد حقيقى شخصيت و بيان افكار و بخشهايى از وصيت‏نامه و محكمات و مسلّماتِ فرمايشها و جهتگيريهاى او، زنده كنيم و زنده بداريم.

سخنرانى در ديدار جمعي از روحانيون در آستانه‏ى ماه محرّم 11/5/1368


محبت مردم به امام حسين(ع)، ضامن حيات و بقاى اسلام‏

مردم محبتى دارند كه بايستى بر اثر خواندن و گفتن شما، عميق و ريشه‏دار و تند و آتشين و برافروخته بشود. تشيع، آيين محبت است. خصوصيت محبت، خصوصيت تشيع است. كمتر مكتب و مسلك و دين و آيين و طريقه‏يى مثل تشيع، با محبت سر و كار داشته است. علت اين هم كه چنين فكرى تا امروز مانده - در حالى كه اين‏همه با آن مخالفت كرده‏اند - اين است كه ريشه در زلال محبت داشته و دين تولّى و تبرّى و آيين دوست داشتن و دشمن داشتن است و عاطفه در آن، با فكر هماهنگ و همدوش است. چيزهاى خيلى مهمى است. اصل خيلى سحرآميز و عجيبى است.
اگر محبت در تشيع نبود، اين دشمنيهاى عجيبى كه با شيعه شده، بايد او را از بين مى‏برد. همين محبت شما مردم به حسين‏بن على(عليه‏السّلام)، ضامن حيات و بقاى اسلام است. اين‏كه امام مى‏فرمود، عاشورا اسلام را نگهداشت، معنايش همين است. فاطميه و ميلاد و وفات پيامبر(ص) و ائمه(عليهم‏السّلام) هم همين‏طور است. بايد با استفاده‏ى از اين هنر، اين محبت را در ميان مردم هم عمق ببخشيد، هم تر و تازه كنيد و هم برافروخته نماييد. چيز خيلى عجيب و عظيمى است.

در ديدار مداحان اهل‏بيت(ع) در روز ميلاد حضرت‏ زهرا(س) 17/10/1369


ماجراى حسين‏بن‏على(ع)، موتور حركت قرون اسلامى‏

ماجراى حسين‏بن‏على(عليه‏السّلام)، حقيقتاً موتور حركت قرون اسلامى در جهت تفكرات صحيح اسلامى بوده است. هر آزاديخواه و هر مجاهد فى‏سبيل‏اللَّه و هر كس كه مى‏خواسته است در ميدان خطر وارد بشود، از آن ماجرا مايه گرفته و آن را پشتوانه‏ى روحى و معنوى خود قرار داده است. در انقلاب ما، اين معنا به صورت بيّنى واضح بود. معلوم نبود اگر ما اين حادثه را نمى‏داشتيم، چه‏طور مى‏توانستيم در اين معركه خوض كنيم. اين خودش فصل عريض و قابل تعمقى است كه تمسك به ذيل ماجراى عاشورا و مجاهدت سيدالشهداء(عليه‏الصّلاةوالسّلام)، چه تأثيرى در وضع انقلاب ما داشت. انسان وقتى در اين مسأله غور مى‏كند، از عظمت تأثير آن حادثه به دهشت مى‏افتد و فكر مى‏كند كسانى كه از آن محرومند، اين خلأ را چگونه مى‏توانند پُر كنند.

در ديدار با روحانيون و مبلّغان، در آستانه‏ى ماه محرّم‏ 1370/4/20